تبلیغات
خبرهایی از گوشه و كنار جهان

قالب وبلاگ


خبرهایی از گوشه و كنار جهان
نویسندگان
نظر سنجی
به نظر شما آیا خوب است كه در وبلاگ تحولاتی رخ بدهد؟




معرفی یك بازی

نام بازی:Heavy Rain

قیمت نسخه اروپایی:71   *** **  قیمت نسخه آسیایی:69

******************

تصاویری از بازی

*****************************************************

*****************************************************

*****************************************************

*****************************************************

داستان:

داستان نقش مهمی در بازی Heavy Rain و کلا بازی های ساخته شده توسط کیج دارد. با نگاهی به گذشته و بازی Fahrenheit می توانید به این مسئله پی ببرید. بازی برخلاف عنوان های دیگر یک شروع آرام و بسیار زیبا دارد. داستان با صحنه بیدار شدن ایتن مارس (Ethan Mars) -یکی از شخصیت های بازی و فردی که داستان بیشتر بر پایه عملکردهای او استوار است- آغاز می شود. صبح بسیار زیبایی است اما با روزهای دیگر تفاوت دارد. آن روز، روز تولد یکی از فرزندانش است. در این قسمت، بازی به خوبی تصویری از زندگی زیبای او را به بازیکن نشان می دهد. پس از مدتی خانواده ایتن از خرید باز می گردند و او به استقبال آن ها می رود. ایتن فردی است که به شدت به خانواده اش عشق می ورزد و همیشه سعی کرده همسر و پدری خوب برای زن و بچه هایش باشد. در صحنه ای دیگر او مشغول بازی کردن با کودکان خود است. ایتن خود مانند کودکی مشغول بازی کردن با فرزندانش می شود و سعی می کند روز خوبی را در خاطرات آن ها ثبت کند. داستان بازی در ابتدا به خوبی توانست احساسات و عشق و علاقه این خانواده خوشبخت را به بازیکن منتقل کند. در ادامه، بازی شما را به فروشگاهی می برد که ایتن و خانواده اش برای خرید به آنجا رفته اند. حس کودکی و شیطنت های بچه گانه به خوبی در جیسون (Jason) -یکی از فرزندان ایتن- دیده می شود. او بی پرا و بدون اینکه کوچکترین احساس خطری بکند در این فروشگاه شلوغ مشغول دویدن و شادی کردن است. ایتن هم به عنوان یک پدر باید مراقب او باشد. جیسون روبروی مردی که بادکنک می فروشد می ایستد و از پدرش با لحنی کودکانه می خواهد برایش یک بادکنک بخرد. ایتن این کار را انجام می دهد و جیسون خوشحال از اینکه بادکنک دلخواهش را به دست آورده از پدرش فاصله می گیرد. ایتن ناگهان متوجه می شود که جیسون را گم کرده است. به جاهایی که فکر می کند فرزندش در آنجا باشد سر می زند، اما او را پیدا نمی کند. جستجوی او نتیجه ای در بر ندارد، اما سرانجام او را بیرون فروشگاه و آن سوی خیابان می بیند. جسیون با دیدن پدرش به سمت او می رود. ایتن متوجه اتومبیلی می شود که هر لحظه امکان دارد با جیسون تصادف کند. او به وسط خیابان می پرد تا پسرش را نجات دهد. خودرو به او پسرش برخورد می کند و این صحنه با فریاد همسر ایتن به پایان می رسد. نزدیک به 2 سال از آن اتفاق می گذرد. ایتن یکی از فرزندانش را از دست داده و خودش شش ماه در کما به سر برده است. همسرش او را ترک کرده است و از این رو او حال و روز خوبی ندارد. تنها امید زندگی اش فرزند کوچک ترش، شان (Shaun) است. اولین صحنه ای که بعد از آن اتفاق به نمایش در می آید، ایتن را نشان می دهد که زیر بازان کاملا خیس شده و قصد دارد تا فرزندش را از مدرسه به خانه ببرد. او بار دیگر دیر رسیده و پسرش از این بابت دلخور است. ایتن سعی دارد تا دوباره مانند گذشته با فرزندش رابطه ای خوب برقرار کند. فردی که قبلا یک زندگی بسیار خوب و آرام را داشت، اکنون در غم و اندوه سنگینی به سر می برد. او خود را مقصر مرگ پسرش می داند و از طرفی هم قصد دارد تا مانند گذشته پدر خوبی برای تنها فرزندش باشد. اما تقدیر به گونه ای رقم خورده است که ایتن باید برای به دست آوردن آرامش گذشته اش امتحان سختی را پشت سر بگذارد. روزنامه ها خبرهای زیادی را پیرامون یک سری قتل های زنجیره ای چاپ کرده اند. فردی که به Origami Killer معروف است، تاکنون شش کودک را کشته است. ترسی خاص با خواندن این خبر به ایتن منتقل می شود. گویی دیگر کسی توان مراقبت از فرزندانش را ندارد. ایتن در صحبت هایی که با فرزندش می کند متوجه می شود که شان دیگر شادی و نشاط گذشته را ندارد و بسیار غمگین شده است. به همین خاطر او را به پارک می برد. در اینجا بازی کنترل پدری را به شما می دهد که سعی می کند شرایط را برای فرزندش تغییر دهد و شادی و نشاط را دوباره به او بازگرداند. اما ناگهان ایتن دچار حالتی روانی و مرموز می شود و خود را در مکانی دیگر می بیند. پس از این حالت او به سرعت به سمت پارکی که با فرزندش در آن بوده اند می رود، اما به جز کیف او چیزی دیگری پیدا نمی کند. دنیا در یک لحظه برای او تیره و تار می شود. فرزندش گم شده و او احتمال می دهد که فرزندش به دام Origami Killer افتاده باشد. تنها امید زندگی اش گم شده است و حتی ممکن است در خطر مرگ باشد. فکر اینکه دوباره فرزندش را از دست بدهد او را عذاب می دهد. باران مدتی است که شروع به باریدن کرده و ایتن در بین قطرات باران امید زندگی اش را جستجو می کند!!! این تنها بخش ابتدایی بازی بود. بازی از همان ابتدا بازیکن را درگیر خود می کند. ابتدا خانواده ای را نشان می دهد که عشق در آن حکم فرماست و سپس خانواده ای را نشان می دهد که در آن همه چیز مانند ابرهای خاکستری آسمان تیره و تار شده است. بازی به خوبی احساسات بازیکن را کنترل می کند و در ادامه به دلیل تاثیرگذاری زیاد، حال و هوای خاصی را به بازیکن منتقل می کند...

داستان  گرافیك  موزیك و صدا  ارزش(از پنج ستاره)
 10  9  9.5  *****

Heavy Rain




طبقه بندی: معرفی یك بازی،
[ شنبه 8 اسفند 1388 ] [ 10:00 ب.ظ ] [ امیر محمد ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

قالب وبلاگ تبلیغات